شهاب الدين احمد سمعانى

459

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

49 . - الولىّ هر كس را خداوند ، آشنايان را مهر و پيوند . قال اللّه تعالى : اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا . بعضى گفته‌اند كه ولى از والى است . عرب گويد : ولى فلان فهو والى 1 . و ولى بر سبيل مبالغت بود ، و ولى به معنى ناصر باشد ، و ولى به معنى متولّى بود ، و ولى به معنى دوست بود . و به حقيقت مىدان كه بندگى به دوستى اوست - جلّ جلاله - نه دوستى او به بندگى تو . احبّ اولياءه بلا علّة و لم يردّهم بارتكاب زلّة . روى عن عبد الرّحمن بن زيد بن اسلم انّه قال : انّ اللّه ليحبّ العبد حتّى يبلغ من حبّه ان يقول فاعمل ما شئت . عصى آدم ، فلم يضرّه عصيان لان المحبّة سبقت له ، و اطاع ابليس فما نفعه لان البغضة 2 سبقت له . / a 154 / ابو سعيد خرّاز مىگويد : با غير او جايى مىرفتم ، ابليس پيش آمد ، گفتم : اى ملعون چرا كه فرمان داد خلاف كردى و پاى از حدّ خود بيرون نهادى . گفت يا با سعيد چرا چنين سخنان گويى ، اين سخن اگر طفلى گويد از وى نيكو نبود فكيف تو ، مضايق راه كشيده‌اى ، و گرم و سرد اقدام چشيده‌اى ، و اسرار مقادير دانسته‌اى ، آنگه مرا ملامت كنى ؟ اى درويش از آنجا كه ظاهر بود زلّتى از آدم آمد و معصيتى از ابليس ؛ آدم را گفتند : گندم مخور ، بخورد ؛ ابليس را گفتند : آدم را سجده كن ، نكرد ، امّا سرمايهء ردّ و قبول نه از كرد ايشان خاست 3 از جريان قلم و قضاء قدم خاست . قلم به نتايج 4 مشيّت قدم در حقّ يكى به سعادت